محمد يار بن عرب قطغان
155
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
در تمام بلاد ماوراء النهر خطبه و سكه را به نام و القاب آن خسرو مالك الرقاب زيب و زينت دادند . و اكثر اوقات و اوان « 1 » با براق خان در لشكركشى اتفاق داشت . چنانچه در بلدهء طيبهء كرمينه « 2 » يكبار با صاحبقران سكندرآثار مقابل افتاد . و آن حضرت را روزى چند به همراهى سلاطين سمرقند و پادشاهان تركستان « 3 » و تاشكند محاصره روى « 4 » داد . بيان اين واقعه « 5 » آنكه ، چون عبد العزيز خان در بلدهء بخارا « 6 » وفات يافت ، محمد يار سلطان به اتفاق امرا و اعيان تاج حكومت بر سر نهاده ، به امر سلطنت پرداخت . در اين اثنا پير محمد خان بن جانى بيگ سلطان از جانب بلخ « 7 » به بهانهء تعزيت به صوب بخارا شتافت . و آن بلده « 8 » را بر اين تدبير به حسن تقدير « 9 » در حيز تسخير درآورده « 10 » ، كوس سلطنت در آن مملكت نواخت . و محمد يار سلطان به همراهى برهان سلطان از آنجا فرار نموده به سمرقند نزد عبد اللطيف رفتند و واقعه را به عرض او رسانيده ، عبد اللطيف خان و براق خان به يكباره با ساير « 11 » برادران و فرزندان متصدى استخلاص بخارا گشتند . بعد از آنكه لشكر كشيده به ولايت ميانكال رسيدند ، چون پادشاهان ميانكال را تاب مقاومت ايشان نبود ، بنابرآن هريك توجه به جانبى « 12 » نمودند . چنانچه رستم خان ( 90 ب ) و پسرش اوزبك سلطان به صوب بخارا نزد « 13 » برادرش « 14 » پير محمد خان و اسكندر خان رفت و اسكندر خان از آب سيحون « 15 » عبور نموده متوجه ميمنه « 16 » گشتند . اما صاحبقران سكندرنشان ابو الغازى عبد الله خان با وجود خردى ، « 17 » كار بزرگى پيش گرفته در قلعهء كرمينه تحصن « 18 » نمود و برج و بارهء آن را
--> ( 1 ) . س : اوان زمان . ( 2 ) . س : طبرييه و ترميز . ( 3 ) . س : « تركستان » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . ت : « روى » ندارد . ( 5 ) . س : « بيان اين واقعه » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 6 ) . س : « بخارا » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 7 ) . س : « بلخ » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 8 ) . س : « آن بلده را » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 9 ) . ت : بلكه محض تقدير ؛ س : تقرير . ( 10 ) . س : « درآورده » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 11 ) . س : « ساير » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 12 ) . س : جانب ( 13 ) . س : به « صوب بخارا » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 14 ) . ت : برادر خويش . ( 15 ) . ت : جيحون . ( 16 ) . ت : ميمنه و فارياب . ( 17 ) . س : مردى . ( 18 ) . س : متحصن .